دوتا فیلم...

این چند روز دوتا فیلم دیدیم: " آقا یوسف" و " طهران، تهران"

آقا یوسف داستان مردی بازنشسته است ( مهدی هاشمی) که پس از بازنشستگی امورات زندگی را با نظافت منازلِ دیگران و دور از چشمِ دخترش می‌گذراند. هر روز با لباس مبدل خارج می‌شد و وسطِ راه لباس‌ها را عوض می‌کردن و به خانه‌های دیگران می‌رفت برای نظافت...به خودش و روابطش با دخترش مطمئن بود...در تمامِ آن خانه‌ها یه جورایی خانه‌زاد شده بود و با روزگارانِ مردمانش همراه بود تا اینکه روزی بر حسب اتفاق بهدخترش و روابطی که دارد شک می‌کند...تمامِ داستان ج.ری پیش می‌رود که مطمئن می‌شوی دختر خطا کرده...بعد ناگهان داستان جابجا می‌شود...همه همه چیز ختمِ به خیر می‌شود و پدر به خاطرِ اشتباهی که در قضاوتش کردهشرمنده می‌شود و توی بیینده هم همینطور...شاد می‌شوی که همه چیز خوب پیش رفت ولی در صحنه آحر همه‌چیز آوار می‌شود روی سرت...شک درست بوده..... فیلمِ خوبی بود.. می بخشید که تمام داستان را تعریف کردم! اما کمی اغراق داشت در همه‌ی روابط، در خواب‌زدگی آقا یوسف نسبت به دخترش، در روابطی که افراد خانه‌های مختلف با هم دارند و پایانی که برایش در نظر گرفته شده....داستان شازده کوچولو موازیِ این داستان از زبانِ دخترِ آقا یوسف( هانیه توسلی) روایت می‌شود...اینکه شازده کوچولو برای ارتباط با لِ رزش مشکل دارد و باید چه کرد؟ وخب این قسمتش را دوست داشتم... خلاصه یکبار دیدنش می‌ارزد. این نقد را هم بخوانید قوی نوشته.

 

اگه عاشقت نبودم

پا نمی‌داد این ترانه

بی‌خیالِ بد بیاری

زنده باد این عاشقانه*

طهران، تهران دو داستانِ متفاوت رو روایت می‌کرد. یکی( روزهای آشنایی به کارگردانی داریوش مهرجویی) از مردمِ خوبِ طهران و اتفاقاتی زیبا بین مردم و روابطِ انسانیشون که البته شاید به نظرم کمی غیر معقول و رویایی بود برای این روزها ومی‌شه گفت شاید در روابط گذشتگان چنین دوستی‌هایی دیده می‌شد این فیلم دقیقاً من رو به یادِ " مهمانِ مامان" انداخت. و داستانِ دوم(سیمِ آخر به کارگردانی مهدی کرم‌پور) بیشتر به مشکلات یک گروه جوان که خواهان برگزاری کنسرت و انجام کارهای موسیقی مجاز هستند می‌پرداخت...اینکه نسلِ امروز یادگارهایی از گذشته و نسلِ دیروز داره و بر خلافِ تصور نسلِ گذشته اونقدرها هم بی‌خیال و بی‌رگ نیست! بلکه تلاشش و راهِ زندگی کردنش فرق داره... فیلم بیشتر روایتِ داستان بود تا موضوع خاصی رو پیگیری کنه...

اینجا را هم بخوانید.

*: آواز رضا یزدانی در تیتراژ پایانی فیلم

/ 9 نظر / 13 بازدید
ارماییل

سپاس . مثل اینکه باید با سینمای ایران آشتی کنم :)

تولد یک عشق

سلام دوست عزيز وبلاگ خوبي داري[گل][گل][گل] خوشحال ميشيم به وبلاگ ما هم سر بزني اگه اومدي لطف كن و رو اون تلويزيون پايين سمت راست كليك كن و بهمون امتياز بده ممنونم ازت[قلب][قلب][قلب]

رژانو

سلام عزیزم.. خوبم فدات..مشکلات همیشه هست.. من این آهنگ رضا یزدانی رو خیلی دوست دارم ..فیلم تهران طهران رو هم دیدم...

آزاده حقیقت پناه خاله آرش وروجک

سلام عزیزم ممنون از محبتتون و اینکه به یادم بودین انشالله همیشه شاد سلامت سعادتمند و موفق باشید با آرزوی بهترینها برای شمای نازنین

تولد یک عشق

سلام ممنون ازاینکه به وب ما تشریف آوردین و با کامنتتون خوشحالم کردین بازم منتظرتون خواهم بود...[گل]

خاله عسل

آفرین به فافای فیلم بین منتقد ..... ما که صد سالی میشه فیلم ندیدیم. آخرین بار فکر کنم یه حبه قند بود......................

ارماییل

چشم. پست نو روز نو حرف نو بنویس ا

یاسمن

آقا یوسف را چند روز پیش دیدم و دلم بدجور به حال آقا یوسف سوخت اما خب واقعا دختری که 3شب می آید خانه با چه توجیهی می آید و چرا یکبار از دختر سوال نمی کند کجا بوده و.... ظهران تهران را ندیده ام هنوز