گر صبر کنی...

همیشه فکر کردم چقدر خوبه که خداوند صبر رو در وجود آدمی نهاده..البته میزانِ این صبر در هر کسی فرق داره ، یکی کاسه‌ی صبرش فقط اندازه یه لیوان جا داره و مال بعضی ها قده یه دریا...

هر وقت که احساس کردم دیگه کاسه ی صبرم داره لبریز میشه یه تکون به خودم دادم و دیدم نه هنوز جا داره و صبر کردم و باید بگم همیشه نتیجه بهتر بوده...گاهی فکر می کنی دیگه این بار باید حرف بزنی، دیگه ایندفعه نمی‌تونی تحمل کنی...ولی وقتی یه کم صبر می‌کنی می‌بینی همه چیز کم‌کم خودش درست میشه..بدون ِاینکه تو حرفی زده باشی....

پ.ن. نمیه مرتبط : دوست جونم یه اس‌ام‌اس واسم زده بود به این مضمون: همیشه از خوبی‌های دوستت برای خودت یه دیوار بساز ، اگه یه روز بدی ازش دیدی فقط یه آجر کم کن، انصاف نیست که دیوار رو خراب کنی...

 

 

/ 8 نظر / 10 بازدید
فاطمه

سلام,حقیقت تلخی را گفتی,من بی طاقتم هر کاری هم میکنم درست نمیشم[دلشکسته] در ضمن برگشتم و آپم[ماچ]

آزاده

سلام فاطمه جان پست جدیدتون مثل همیشه زیبا و نغز بود و در عین حال پندآموز

ننه گلي

سلام فافالوجونم با این نوشته هات آدمو می ترسونی[سوال]

فاطمه

سلام دوست عزیر متن جالبی بود منم این تجربه صبر رو دارم خواستی به وبلاگم سری بزن

فاطمه

دسته جمعی آپ کردیم[نیشخند]

مهدی

مبارک باشه الان همید بخش تر شد

یاسمن

آره منم موافقم با این مساله . خیلی وقتها پیش آمده . قالب وبلاگت مبارک از آن بارش افکار تا این بارش افکار کلی طول می کشه تنبل خانم [گل][خنده][چشمک][ماچ]

آزاده

سلام فاطمه جان.قالب جدید انتخابیتون مبارک خیلی چشمنواز و زیباست برقرارباشید