پايان تمام ارزشهای کودکی!

دلم نمی خواد از یه کابوس بد بنویسم...می تونست جور دیگه ای تموم بشه اما....امروز دارم دیلیتش میکنم...از جای جای زندگیم و درونم...تموم شد..همه چیز...چرا اکثر آدم ها فکر می کنن هرچی اونا می گن و فکر می کنن درسته...چرا اینقدر حق به جانب هستن!!! شاید بهتره منم بشم مثل اونا...به قول دوستی بهتره منم تغییر کنم....تا کی ملاحظه ..تا کی احترام...خسته شدم...خسته

پ.ن : شاید بهتر بود نمی نوشتم...آخه چیزی نیست برای گفتن...وقتی هیچ فرقی نمی کنه..اما نوشتم..

/ 6 نظر / 6 بازدید
آرزو (مامان آرش وروجك)

فافالو جونم سلام من كه سر در نياوردم ولي اگه كاري از دستم بربياد بدون كه بدو بدو ميام (پيش خودت فكر نكني اين هم مثل باشگاه آمدنش هست ها!!!! )

دختربارانی

اگه واقعن همونی باشه که من فکر می کنم بهت تبریک می‌گم. تغییر کردن تو این مورد به خصوص به معنی بد شدن نیست! شنیدی می گن رحم آوردن به ستمکار ظلمه به مظلوم! اینم از همون قضایاست...شیفت دیلیتش کن بره بابا! فکر نکن اگه یه چیزی رو شیفت دیلیت کردی دیگه یه آدم بد شدی! اصلن اینطور نیست.اینجا شروع تغییره تازه... درسته که میشد کابوس جور دیگه تموم بشه! ولی نشد دیگه! حالا امیدوارم که درست حدس زده باشم!:دیی اگه نخواستی اینو تایید نکن

آنکه ترا ميبيند

افسرده ای و نميدانم چرا. راه من به درونت بسته است میدانم. ولی چگونه میتوان در این بن بست یاریت داد؟ از بهار عکس میگیری ولی نمیدانم .. بهار را در درونت انکار میکنی یا پاییز را به حیطه جانت پذیرفته ای. بگو با کدامین دشمن باید جنگید که تو شاد شوی . چه بادی وزیده است که برگهای افکارت را خاکستری کرده است. من به مقابله توفان و باد نمیروم میدانی ولی صدایت میزنم که نشانت دهم درختان زیادی رو در روی باد ایستاده اند و سبزند سبز سبز.

مامان ريحانه

خدا بچه ها رو خيلی دوست داره به نظر من برای اينه که بچه ها احترام خاصی برای صفاتی که خداوند در وجود اونها قرار داده قایلنداز اینرو معصومتر،پاكتر،صادقتر و در نتيجه دوستداشتني تر از ما بزرگترها هستندما بزرگتر ها خيلي زود فراموش مي كنيم از كجا آمديم و وجودمون از كيه عزيز دل تو حداقل به ارزشهاي كودكيت احترام بگذار! كساني كه حرمتها را محترم نمي شمارند، به خدا توهين مي كنند

فافا

آنکه تو را می بيند عزيز...(بهتره بگم آنکه مرا بينيد) نمی شناسمت...حداقل در اين شرايط به هرکسی فکر کردم اشتباه بود...ممنون که اينقدر دل نگرانی...من بهاريم...سراسر وجودم از عشق به بهار و زيبايياش لبريزه اما گاهی..فقط گاهی نامردمی ها قلبم رو پاييزی می کنه...وقتی يک عمر خيلی چيزها رو ارزش می دونی و حالا تمام اونها می ره زير سوال و هر بی انصافی به خودش اجازه ميده بدترين ها رو نثارت کنه خيلی سخت ميشه بهاری بود..اما ممنونم خيلی زياد...اميدوارم که بشناسمت...

الهه رجبی فر

اين نيز بگذرد.