والدینِ عزیز!

چند وقت پیش رفتم سراغ دفتر تلفن قدیمیم و شروع کردم زنگ زدن به دوستانِ قدیم( من عاشق این کارم هرچند سال یکبار انجامش می‌دم).موفق شدم دوتاشون رو پیدا کنم، بقیه یا خونشون رو عوض کرده بودند یا شماره‌هاشون عوض شده بود...

خلاصه با مادر یکیشون که صحبت می‌کردم با یه لحنِ خاصی که سرشار بود از غرور گفت دخترش پزشکیش رو تموم کرده و داره می‌خونه واسه تخصص، همسرش هم دکترا داره و عضو هیئت علمی‌ست!( این‌ها رو بدون مقدمه اول خودش گفت بعد از من پرسید!) اونقدر این حرف‌ها رو با افتخار می‌گفت انگار که خودش کسبشون کرده...البته این علافه پدرها و مادرها قابل درکه موفقیت‌ها و پیروزی‌های بچه‌هاشون و حتی شکست‌هاشون انگار متعلق به اون‌ها هم هست ولی یه چیزِ دیگه‌ای هم وجود داره...چند نفر رو می‌شناسید که به خاطر پدر و مادرشون کاری رو انجام دادند؟ رفته‌اند دانشگاه و رشته ای رو خوندند که اون‌ها می‌خواستند یا ازدواج کردند با کسی که اون‌ها موافق بودند؟ اگه یه نگاه به خودمون هم بندازیم خیلی وقت‌ها به خاطر والدینمون خیلی کارها رو انجام دادیم یا ندادیم....می دونم که پدر و مادر حق دارند...ولی این زندگی بچه‌هاشونه نه اونها....

/ 9 نظر / 10 بازدید
رژانو

سلام عزیزم..خوبی؟ دلم برات تنگ شده بود...[گل]

زن و رهایی

آره موافقم شدید. ولی خیلی از پدر و مادرها به خاطر زحمتایی که میکشن فکر می کنن حق دارن هر تصمیمی بگیرن

آرزو مامان آرش

سلام فافالو جونم خوبی؟ بذار انشاءالله به زودی خودت مامان بشی ببینم باز هم همین نظر را داری یا نه؟!! [چشمک]

رگبار

یه درصد اندکی . رابطه والدین با بچه هاشون تقریبا و متاسفانه یه طرفه است !

fafa

باهات موافقم... سر سفره افطار و سحر دعا واسه من یادت نره ها...

یاسمن

قبول دارم زندگی هر آدمی مال خودشه و خودش باید تصمیم بگیره اما گاهی اوقات ناکامی پدر و مادر باعث می شه به بچه فشار بیارند یک کارهایی رو که مورد علاقه اونا بوده انجام بدن . ولی هر آدمی یک بار حق زندگی داره پس باید خوب زندگی کنه . خوش باشی مهربان [گل]

سيدمهدي

[گل][گل]ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات آپممممممم[گل][گل]

خاله عسل

دقیقا همینطوره. چون دوست دارن آرزوهاشون رو که خودشون نتونستند بهشون برسند بچه ها برآورده کنن.

سهیل

واقعا موافقم در حالی که نباید اینطوری باشه.