روزهایی که سپری شدند

میدونم که خیلی وقته سری به اینجا نزدم! دلیلِ واقعیش رو هم نمی دونم! ولی خُب میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است...پس دوباره آغاز می کنم:

هفته اول تعطیلات رو که به دید و بازدید سپری کردیم و بعد با کلی برنامه ریزی با مامان و آقاجون راهی سفر به استان خوزستان شدیم. کمی برای راه و طولانی بودن مسیر با توجه به شرایطم نگران بودم که خدا رو شکر به خوبی گذشت به جز در برگشت که کمی پاهام ورم کرده بود که اون هم خدا رو شکر حل شد. آب و هوا هم امسال عالی بود و به قولی ما حسابی شانس آوردیم که نه گرما رو تحمل کردیم و نه گرد و غبار رو...حتی یک روز هم رگبار شدیدی او.مد و دیگه هوا حسابی بهاری شد...ابا برنامه فشرده ای که آقای همسر گذاشته بود خیلی از شهرها رو تونستیم ببینیم. شوش، شوشتر، ایذه، ابادن، اهواز...واقعا استان تاریخی و با قدمتی هست استان خوزستان...هم بناهای تاریخی داره و هم مذهبی و هم پُل ها و سدهای زیبا و پر ابهت...

فقط آدم دلش می سوزه از این بابت که اگر یک دهم از این بناها و آثار در هر کجای دنیا بود چه تعداد توریست و جذب سرمایه ای میداشت و در ایران اینقدر کم لطفی میشه به این آثار...

خلاصه روز سیزده بدر برگشتیم و سیزدهم فروردین رو در جاده به در کردیم!چشمک

شاید در اینده ای نزدیک چندتا عکس هم بذارم...فعلا که سرعت اینترنت اجازه نداد!!!

/ 1 نظر / 13 بازدید