خداحافظ وطن

خداحافظ وطن

دیشب رفته بودیم مهمونی خداحافظی یکی از دوستان قدیمی...نمی دونم چرا و واسه چی تصمیم به رفتن گرفته بود؟ چون فعلا قصد ادامه تحصیل نداشت..البته اینا که می گم نظرات شخصیمه ...به نظرم بیشتر ما آدما کلاه خوشبختی درست روی سرمونه اما نمی بینیم و هی داریم دنبالش می گردیم درست مثل کسی که عینک به چشمشه اما هی میگه عینکم کو؟؟ شاید اونم به دنبال خوشبختی رفت..اما کاش بدونیم که دنبال چی هستیم...اگه می فهمیدیم چی  میخواهیم و چی شادمون می کنه شاید اینقدر زمین و زمان رو در هم نمی پیچیدیم...

ولی به هر حال امیدوارم که با موفقیت و دست پر برگرده...

/ 2 نظر / 4 بازدید
محیا

میل به زندگی کردن در یک جای بهتر . درسته که اینجا وطن منه ولی وقتی توش راحت نیستم ، وقتی به تناسب تلاشی که میکنم رفاه ندارم وقتی حتی برای فکر کردن هم باید اجازه بگیرم و وقتی که ساده ترین حقوق زندگی رو ندارم ، ترجیح میدم دوری خونه ، خانواده و دوستان رو به جون بخرم . اگر این کار رو نکنم دو راه بیشتر ندارم . یا باید صدام رو بلند کنم و اعتراض کنم . یا باید ساکت بشینم تا زمان بگذره و تموم بشه!

فافا

آره ميل به داشتن زندگی بهتر درسته..اما به شرطی که مطمئن باشی زندگی بهتری در انتظارته.. و يا اصلا مطمئن باشی اين زندگی که می کنی بده...ولی يه نظری هم هست..اگه از چيزی شاکی باشی و دايم به يه روز بهتر و جای بهتر فکر کنی اين فکر مثل خوره روحت رو می خوره پس بهتره بری سراغش و به دنبال آرزوی شخصی خودت بری....لااقل به آرامش فکری و روحی خواهی رسيد...