زندگی مشترک

 

چند وقت پیش از دوستی با اعتقادات مذهبی حرف عجیبی شنیدم! اون معتقد بود که خیلی بده توی روابطت با مردی آشنا بشی که ببینی نیازهات رو بهتر و بیشتر از همسرِ خودت می‌فهمه و احساس نزدیکی بیشتری باهاش پیدا کنی...می‌گفت اینجاست که دچار دودلی می‌شی از انتخابت....خب باید بگم این دوستِ من دختر آزادیه...دختری که هیچکس نتونسته روی تصمصم‌گیری‌هاش تاثیری بذاره و مجبور به کاریش کنه که راضی نیست...الان چندسالی هست ازدواج کرده و یه دخترِ قشنگ هم داره و این برام خیلی آزار دهنده‌است که چرا چنین دختری با شرایط خانوادگی آزاد و تحصیلات بالای دانشگاهی موقع انتخابش اونقدری دقت نکرده که بعد از این سال‌ها چنین حرفی بزنه...

یا همین چند روز پیش دوستی که چند وقت هست ازدواج کرده و پسری هم داره ازم پرسید چه می‌کنم با زندگی و آیا برام تکراری و خسته‌کننده شده یا نه؟راستش برام عجیب بود...ما 8 ماه بیشتر نیست که "ما" شده‌ایم و به نظرم این زمان خیلی کوتاه‌تر از اینه که برام خسته‌کننده و تکراری بشه و برام قابل تصور نبود که چطور چنین چیزی می‌پرسه...البته حس کرده‌ام که شاید در حد اعلا از زندگیش راضی نیست..ولی ناراحت کننده است...

راستش بهتره بگم بیشتر دلم می‌سوزه...به نظرم این مشکلات به خاطر عدم یادگیری مهارت‌های زندگیست...یعنی فکر می‌کنم تعداد خیلی کمی از ما، چه دختر و پسر تصور درستی از زندگی مشترک و ازدواج و تعهد داریم...همه‌ی اطلاعاتمون بر‌میگرده به یافته‌های دست و پا شکستمون و نهایتاً اون چیزی که بعد از قرار گرفتن در شرایط درک می‌کنیم و این فاجعه‌است....

/ 10 نظر / 20 بازدید
سهیل

من از این موضوع می ترسم.چطوری باید جلوشو گرفت؟ ازدواج با عشق اساطیری؟

fafa

موافقم به شدت... تعهد خیلی زیاد مهمه تو زندگی به نظرم خط قرمز زندگیه...

رگبار

راستش رو می خوای بدونی؟ این امر ممکنه گریز ناپذیر باشه . یعنی تو همه دقتها رو هم بکنی و باز نفر ثالثی رو ببینی که از همسر تو به تو نزدیکتر باشه . خردمندی اون موقع چیه ؟

ننه نارگلی و نگار

سلام فافالوجونم برای منم یه جاهایی سخته ولی می گذره آروم و بی صدا ...یه روزایی نزدیکیم یه روزایی دلم برای تنهاییم تنگ می شه فقط کافیه آدم یه دوره هایی رو با‌آرامش بگذرونه

یاسمن

در اینکه مهارت های زندگی رو ما بلد نیستیم شک نکن کجا می خواستیم یاد بگیریم تو دبیرستان یا دانشگاه ؟! جای چنین چیزهایی در کتاب های درسی و محیط آموزشی ما خالیه . اما خب گاهی وقتها آدمها شاید قبل از ازدواج فکر کنند و جوانب رو بسنجند اما بعدش اونی نشه که باید بشه و یا فکر می کردند که می شه . مورد دیگه هم اینکه خیل یاز آدمها در یک سن و سالی دچار یک فکر ی می شوند که کی بودند و کی هستند و چه کاری باید می کردند و آیا باید همین می شدند در واقع احساس نارضایتی به سراغ آدم می رود . خیلی مسایل دیگه هم هست . اما برای شما که تا زه ازدواج کردید قطعا نمی تونه تازگی رو از دست بده و امیدوارم هیچ وقت در زندگی تازگی و عشق و علاقه اتون رو نسبت به هم از دست ندید که فاجعه است . اگر با هم همدل باشید تلخی ها و سختی ها رو هم می شه گذروند .

سيدمهدي

مطالبتون رو خوندم . فقط يه نظري لازم ديدم كه بدم فقط نظر شخصي خودم هست . كه در جامعه ما فرهنگ غلطي هست كه وقتي دو جنس مخالف ارتباط دوستي برقرار ميكنند فقط قصد عشق هاي زودگذر رو دارند و 99 در صد جونها اصلا براي ازدواج دوستي نميكنند . كه متاسفانه منجر به اين جور ناهنجاريها ميشه . به نظر من بايد فرهنگ سازي بشه

سيدمهدي

سلام خواهر گلم . بخدا امروز دوبار برام كامنت گذاشتي خيلي شرمندم كردي. راستي آپ كردي خبرم كني ممنون ميشم[گل]

خاله عسل

به به فافا جون قالب نو مبارک. متاسفانه کمتر کسی توی جامعه ی ما مهارتهای زندگی رو بلده. به نظر من جای این جور آموزشها توی درسهای مدرسه یا دانشگاه خالیه. هیچ کدوممون نمی دونم توی یه سری شرایط پیچیده چه عکس العملی داشته باشیم!!! در مورد اون دوستت (کیس شماره یک ) من فکر میکنم اون موقع که داشته همسرش رو انتخاب میکرده با درک و فهم اون موقعش انتخاب خوبی داشته به گمان خودش. ولی آدمها و طرز فکرشون در طول زندگی تغییر می کنه.

آزاد

سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید به روز هستم . اگر فرصت داشتید ، خوشحال می شوم یک سری بزنید . پیروز باشید http://blog.cheshmehregi.com

آه

این که این اتفاق افتاده ربطی به مهارت های زندگی یا حس شما که فکر میکنی عدم رضایت باعث این حرف ها و ... می شه نداره البته با شما موافقم که احتیاج به صبر و حوصله و آموزش مهارت ها داریم اما یک چنین اتفاقی برای هرکس ممکنه بیفته، حتا شما دوست عزیز!!!اما باید معنای تعهد رو خوب فهمید تا هر دقیقه یک زندگی به دلیل فردی بهتر یا نزدیکتر یا هرچی تر از هم نپاشه