روز برفی

235818.jpg

امروز اصلا دلم نمی اومد حتی برای یه لحظه هم که شده دیدن این مناظر برفی رو از دست بدم...مخصوصا که می دونستم چند ساعت بعد فقط کثیفی می مونه و گل و لای...فوق العاده بود دیدن اینهمه سفیدی و زیبایی علی الخصوص برای شهر کثیفی مثل تهران...نمی گم که عاشق برفم چون بارون چیز دیگه ایی! اما خیلی سخت میشه دیگه این زیبایی و پاکی رو پیدا کرد...

ولی یه جای دیگه هم می تونی این پاکی و سفیدی رو البته به یه شکل دیگه ببینی...وجود بچه ها هم همینقدر ساده و بی آلایشه....درست مثل بچه های مینی بسکتبالم...از بودن باهاشون لذت می برم و گذر زمان رو حس نمی کنم...گاهی اوقات از اینکه چه ساده باهم قهر می کنن و بعدش انگار هیچ اتفاقی نیفتاده با هم می گن و می خندن بهشون حسودیم میشه...اما اغلب ما آدم ها شدیم مثل همون کثیفی های بعد از برف...دیگه خیلی سخت می تونیم بدون  چشم داشت همدیگر رو دوست بداریم... دیگه خیلی سخت می تونیم ببخشیم و بگذریم...دیروز از رادیو شنیدم که می گفت کسی که می بخشه بزرگترین خدمت رو به خودش می کنه...آره دیگه سخت می تونیم کینه ها رو از دلمون پاک کنیم....میگم سخته اما میشه...می تونیم یه پاک کن برداریم و هرچی سیاهی هست پاک کنیم و بعدش اجازه بدیم برف پاکی و بی آلایشی بشینه روی وجودمون..اونوقته که لذت زندگی کردن رو می فهمیم...

/ 1 نظر / 5 بازدید
سوده

بخشيدن خيلی قشنگه. اما قشنگتر اينه که طرف مقابل ارزششو بفهمه. همه آدما لياقت بخشش ندارن و گستاخيشون بيشتر ميشه