...

مرگ دلم پای تو اِ اگه ازش گذر کنی

لب تر کنی رفیقتم کافیه با ما سر کنی

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختربارانی

یکی منو تحقیر کرد واسه اینکه دوستش داشتم و من قفل زدم به قلمم و دستم..... تو هم همینکارو بکن! بهش می‌گن غرور!

آرزو مامان آرش

فافا جونم سلام خوبي؟ ما اين هفته سه تائي ميريم دبي كه اقامت آرش را بگيريم و براي جلال دوباره درخواست بديم. احتمال زياد از اول ژانويه ديگه آنجا مشغول به كار ميشم. خوب كاري ميكني. از خدا ميخوام كه به بهترين شكل ممكن اين مشكل را حل كنه و خيلي زود همانطور بشه كه دلت ميخواد

کاموانيوز نو

تا کی ميخوای خيره بمونی به عکس روی ديوار؟ ديدی اون هم رفت اون هم تنهات گذاشت رفت از اون چی موند......... ------- فکر کنم الان تعداد کسانی که از اين ويديوی ستار خوششون آمده حداقل ۲ نفر شده. من و تو!!! البته اين شعر بالايی مال يه شاعر اسکل ديگه هست

دختربارانی

تو چرا سانسور می‌کنی؟ این تایید رو واسه این نذاشتن که هر چی رو خوشت نیومد تایید نکنی! واسه اینه که اگه یکی یه حرف خصوصی داشت بهت بزنه، بگه تایید نکن، یا اگه یکی فحش خواهر مادر داد تایید نکنی! کامنت‌های ملت ارزش معنوی داره! نمیشه که هر چی رو عشقت نکشید تایید نکنی!!!

مامان ماهان

واضح صحبت کن خانم...... به زبان ما بی سوات ها...آخه اين جوری که من نمی فهمم!!!

دختربارانی

خب من اگه بخوام که تایید نشه، می‌گم تاییدش نکن..راستش یه احساس بدی به آدم دست می‌ده..دقیقن احساس سانسور می‌کنه...اوضاع من که بدتر از این نمیشه...و اصولن دیگه هیچی واسم مهم نیست!

کاموانيوز نو

آره. با الهام از شعر تولدی ديگر فروغ هست. بخشی از شعر فروغ: زندگي شايد يک خيابان درازست که هر روز زني با زنبيلي از آن مي‌گذرد زندگي شايد ريسماني‌ست که مردي با آن خود را از شاخه مي‌آويزد زندگي شايد طفلي‌ست که از مدرسه برمي‌گردد زندگي شايد افروختن سيگاري باشد، در فاصله‌ي رخوت‌ناک دو هم‌آغوشي يا عبور گيج رهگذري باشد که کلاه از سر برمي‌دارد و به يک رهگذر ديگر با لبخندي بي‌معني مي‌گويد “صبح بخير” زندگي شايد آن لحظه‌ي مسدودي‌ست که نگاه من، در ني‌ني چشمان تو خود را ويران مي‌سازد و در اين حسي است که من آن‌را با ادراک ماه و با دريافت ظلمت خواهم آميخت