چرا به یاد نمی آوریم زمانی بچه تر بودیم......

دیشب دوست کوچولوم رو به مناسبت تولدش بردم بیرون و یه جایی بردم که خودش می تونست عروسک دلخواهش رو انتخاب کنه و بعد پرش کنه و واسش صدا و لباس انتخاب کنه...به نظرم خیلی هیجان انگیز می تونه باشه..خودش هم شاد بود. می گفت فکر کنم هیچ جای دنیا نشه چنین کاری رو انجام داد....( طفلک پسرم نمی دونست که دنیا خیلی بزرگتر از این چیز هاست) دنیای بچه ها واقعا قشنگه...ساده و بی آلایش....وقتی فروشنده بهش یه قلب پارچه ای داد و گفت چشمهاش رو ببنده و هر آرزویی داره بکنه و بعد قلب رو بذاره توی عروسکش...با تمام وجودش آرزو کرد ( راستی یادم رفت ازش بپرسم چه آرزویی کرد!!)

کاش دنیای ما هم اینقدر ساده بود.کاش می تونستیم چشمامون رو ببندیم و آرزو کنیم...به همین سادگی..بدون اینکه بخواهیم به چیزای دیگه فکر کنیم....واسه همینه که عاشق بچه هام...وقتی باهاشون هستم خودم رو فراموش می کنم..درست میشم هم سن و سال اونا...

/ 8 نظر / 5 بازدید
آرزو (مامان آرش)

فافالو جونم سلام خيلي قشنگ و ناز نوشتي. برات آرزوي موفقيت ميكنم

محیا

فافالو جون دنیای بچه ها دوست داشتنی ِ. ولی دیدن این دنیا و وارد شدن به اون هم کار هر کسی نیست . یک دلی میخواد که هنوز جاهای صورتی توش مونده باشه . :) ای دل صورتی ، ای دوست بچه ها ، ای ... :دی

مسعود

کاش کاش کاش .... ما آدم ها هیچ وقت نمی خواهیم این کلمه رو دور بیاندازیم چون ه جوری با این کلمه ....نمی دونم شاید یه خورده از نخواستن ها مونو جبران می کنیم . هنوز هم می شهبا یه قلب پارچه ای به آرزو ها رسید اما .... ای کاش ..؟؟؟؟؟

دختر بارانی

جدیدن زدی تو خط ستار!موضوع چیه؟بابا کهنه شد..الان دیگه باید لینکین پارک و بلایند گاردین گوش کنی!البته نمی دونم هم//شاید چون من دیگه ترجیح میدم به اون چیزا گوش ندم اینطوریه..خوش به حال بچه ها...ولی یادم نمی آد من هیچوقت بچه بوده باشم..زمانی به خاطرم نیست که از اسباب بازی خوشحال شده باشم یا اصلن اسباب بازی داشتم یا نه...یادم نیست اصلن شاد بودم یا نه...فکر کنم نبودم...فکر کنم اون موقع هم دنیا خاکستری بوده..تقدیره دیگه..

دختر بارانی

گاهی وقتا شاید دل کندن یه دنیا طول بکشه..شاید تا آخر خود دنیا..شاید اصلن نشه دل کند..چه میدونم!اینطوریه دیگه!گاهی اوقات زندگی زهر ماره!همون لجن که نوشتی و آسمونم هر چی نگاه کنی فایده نداره که نداره... میدونستی خوک نمی تونه به آسمون نگاه کنه؟به خاطر فیزیک بدنش!توی لجنم هست همیشه!

دختر بارانی

هان راستی یه چیز یادم رفت..لطف فونت فقط تاهما...من عاشق این تاهما هستم..اصلن بدجوری دلباخته اشم...همینم مونده دیگه!فقط عاشق فونت نشده بودیم که اونم شدیم..البته بیشترش تقصیر مهشیده..اون عاشق فونت شد و من م فهمیدم که میشه عاشق فونت شد

خب مرسی که نوشته هام رو خوندين..از همه دوستان هم ممنون....راستی دختر بارانی اينی که درباره خوک گفته بودی واقعا جالب بود....

زيبا

در واقع ما هم همين کار می کنيم اما با چشم باز و قلب خودمان