بهارانه

روزِ دیگری رسیده است

خدایا تو را شکر می کنم

که نمی گذاری بترسم

از این شروع دوباره...*

 

سالِ 1391 آغاز شده و من با کمی تاخیر این روزهای سبز رو به همه تبریک می گم...امیدوارم سالی سرشار از شادی و موفقیت رو آغاز کنید...حالا که زمین و آسمان هم این روزهای شاد و این آغازِ دوباره را جشن گرفته ما هم شاد باشیم و تلاش کنیم برای روزهای بهتر و بهتر...

روزهای آخرِ سالِ ما هم مثلِ اکثر شماها به تکاپو در شلوغی های شهر گذشت و چقدر لذت می برم از این همه زندگی و زنده بودن...

امسال خاله عسلم که مثلِ خواهرمه صاحبِ یه دخمل کوچولو شده ( البته هنوز دنیا نیومده) و این بهترین خبر در این سال بود

پسر داییم بعد از بیست و اندی سال اومد زادگاهش رو دید و تجربه ی جدیدی داشت

کارهای پایان نامه تقریبا رو به اتمام است اگر خدا بخواهد

دوتا از دوستانم مزدوج شدند

از همه مهمتر همه ی خانواده در سلامتِ کامل هستند و باز هم از همه مهمتر شادم و احساسِ خوشبختی می کنم...

فکر می کنم هر کدام از این ها کافی هستند برای سپاسگزاری...خدایا ممنون برای تمامِ این خوبی ها...

دوستانِ خوبم روزهای شادی داشته باشید...بهار به همگی خوش بگذره..از این روزهای زیبا لذت ببرید...

*: اویتا/پاول ویلسون از کتا " آبی کوچک آرامش" ترجمه چیستا یثربی

 

/ 10 نظر / 6 بازدید