روزانه نوشت

فردا می‌خوام برم نمایشگاهِ کتاب...هرچند که دیگه چند سالی میشه که اون شور و شوق رو برای نمایشگاه ندارم اما امسال به بهانه‌ی  خریدِ کتاب واسه کوچولوهایی که دور و برم  هستند و آن‌هایی که قرار است به دنیا بیایند، می خوام برم...امیدوارم زیاد حالم گرفته نشه...

به نشر چشمه هم که درمحلِ فروشگاهش نمایشگاهِ شخصیش رو برقرارکرده حتماً سری خواهم زد...

فصلِ چهار پایان نامه رو دارم می بندم و دیگه تقریباً کارِ پایان‌نامه داره می‌افته توی سرازیری...

کار و مربیگریِ بسکتبال هم لِک و لِکی می‌کنند و خدا را شکر روزگارِ بهاریمان به خوبی سپری میشود...

این‌ها راگفتم تا گله‌هایم درچند پستِ قبلی را پاک کنم...آخه من معتقدم وقتی با کسی غصه‌هایت را درمیان بگذاری باید شادی‌هایت و خبرِ رفعِ غم‌هایت را هم شرافتمندانه به اطلاعش برسانی...

خواستم بگویم که جداً حالمان خوب است و شادمانی‌ِ بی سبب هم داریم...(1)

 

پ.ن:این روزها ازخونه‌ی همه بوی جوراب(2) می‌آید! از خانه‌ی شما چطور؟و من استثنائاً عاشقِ این بوی جورابم...

 

(1): اشاره به شعر سیدعلی صالحی:

حالِ همه‌ی ماخوب است

ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور

که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند...

 

(2):منظوربوی باقالیِ پخته است...خوشمزه

/ 6 نظر / 13 بازدید
پرنسس ملودی

دوست عزیزم خوشحالم که از روزگارت راضی و خوشحال هستی[قلب] امیدوارم همیشه شاد باشی بابت رفتن به نمایشگاه برات کلی زحمت درست کردم امیدوارم بتونم از خجالتت در بیام [شوخی] به امید دیدار واقعا دلم برات تنگ شده [ماچ][ماچ][ماچ]

ارماییل

مرسی از اینکه میخوای بری نشر چشمه . منم میرم :) راستش من امسال رفتم نمایشگاه و کلی غرفه های بزرگ ٍبزرگ واسه بچه ها هست. میتونی راحت انتخاب کنی . و سر آخر مرسی از فهم این نکته که تنها نباید غم و قصه ها رو سر آدمها ریخت. دوستهایی که شادیهاشون هم با من در میون میگذارند دوست دارم.

خاله عسل

امیدوارم همیشه خبر شادی ات رو بشنویم عزیز دلم[ماچ]

آزاده حقیقت پناه خاله آرش وروجک

سلام عزیزم لحظه هایت پر از شادمانه ها و فارغ از غصه ها پی نوشت یک زیبا بود در مورد پی نوشت 2 هم صادقانه بگم قبل از اینکه به آخر پست برم و توضیح پاورقی رو بخونم فهمیدم قضیه از چه قرار است شادمانه هایت مستدام باد گلم

ننه نارگلی و نگار

روزت مبارک دوستم[قلب]