سال 1387 هم آمد..

یا مقلب قلب ما را شاد کن
یا مدبر خانه را آباد کن
یا محول احسن الحالم نما
از بدی ها فارغ البالم نما

 


عید همگی مبارک...سال خوبی داشته باشید....امیدوارم به بهترین آرزوهاتون برسید...به قول مژی فکر کنید اگه آدم توی یک سال به هرچی دلش بخواد برسه..چی میشه!!!03.gif


پ.ن :این شعر بالا هم از تبریکات اس ام اسی بود که تکراری نبودو به نظرم نو اومد

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده حقیقت پناه

سلام. سال نو را مجددا به شما تبریک عرض می کنم.امیدوارم این سال نو سال به ثمر نشستن درخت آرزوهایتان باشد.[گل][ماچ][قلب]

آزاده حقیقت پناه

تبریک اس ام اسی خیلی جالبی عنوان کردین. اینقدر جالب که اگر الان ساعت مناسیی از شبانه روز بود آن را برای همه دوستانم ارسال میکردم

رژانو

راستی سایت شما خیلی باحال بود [زبان]

ننه گلي

سلام دوستم چطوری؟ سال نویی بهت خوش گذشته؟[قلب][گل]

قطره ای از دریا

سال نو شما هم مبارک باشه امیدوارم که همواره روح وحسمت میزبان شادیها باشه وپیام آور زیستن پرامید[گل]

آرین

درودبر خاله مهربون عیدت مبارک خاله فافا[گل] خاله کجائی دلمون برات تنگ شده همه دوستان آپ شدن امیدوارم شماهم زود آپ شین[گل]

نیاز

سال نو مبارک.. به مژده خانم بگو که بنده هم نمونه ای هستم که در سال گذشته محض شوخی به حتی یکی از آرزوهای خودم هم نرسیدم!

ننه گلي

سلام دوستم آخ دخترم کی جواب پیام کوتاه[نیشخند]تو داده که اینقد خوشحال شدی؟ کاشکی می تونستم یه فکر رمانتیک برات بکنم[عینک]

سحر

سلام گل من صبح بخیر...سال نو با تاخیر مبارک انشاالله که سال خوبی داشته باشی توام با موفقیت....عالی بود مثل همیشه.....راستی گلم آبجی آپ کرده وقت کردی یه سر بزن خوشحال میشم باشیرینی و آجیل منتظرت هستم گلم.. باز کن پنجرهها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده ست باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خک چه کرد هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تک چه کرد با سرو سینه گلهای سپید نیمه شب باد غضبنک چهکرد هیچ یادت هست حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمنزار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد خک جان یافته است تو چرا سنگ شدی تو چرا اینهمه دلتاگ شدی باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن