گفتمان

چقدر چراغ های رابطه تاریکند.....

چرا ما آدم ها بلد نیستیم با هم حرف بزنیم؟ چرا فکر می کنیم دیگران باید حدس بزنن و حس ششم داشته باشن؟ شاید فکر می کنیم اگه حرف بزنیم چیزی ازمون کم میشه...پس لااقل وقتی حرف نمی زنیم دیگه از هم انتظار درک متقابل نداشته باشیم...هرچند که بهترین حرف ها رو گاهی میشه در سکوت گفت اما دیگه وقتی ازمون می پرسن حالت چطوره باید حرف زد : خوبم ، مرسی ، ممنون یعنی خوبی دیگه..برداشت دیگه ای که نمیشه کرد....حالا آدم بدبخت از کجا بفهمه تو کسالت داری...دارم پرت و پلا می گم ها...

/ 19 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

پس خداوندگار تو را برای خانوده و معشوقت نگه دارد. آمین. [لبخند]

آمیس

سلام عزیزم..... راستش تشابه اسمی وسوسم کرد بیام بلاگت رو ببینم....... [چشمک]

شکلات تلخ

نوشته تو يك بحث ساده نيست بلكه موضوع عميق و مهميه كه جاي تعمق زيادي داره.

آمیس

سلام مجدد....مرسی از حضورت ... راستش انتخاب این اسم ماجرا داره .... ولی خوب این اولین nike name بود که تو نت انتخاب کردم که بر می گرده به زمان های دور[چشمک] حتی قبل 81 که بلاگ رو درست کنم.....حول هوش <<(نمی دونم دیکتش درسته یا نه) 6 سال قبل....در هر صورت یه بهونه ای شد واسه آشنایی....[گل]

فاطمه

ای بابا فافالو جان وقت برای معشوق بسیار است. تو که بسیار جوانی

آمیس

آره همون[نیشخند] به به بابا قدیمی....[شوخی][گل][نیشخند][نیشخند]

آنی(دختر ترشیده)

بیشتر، خانمها هستند که توقع دارند آقایون علم غیب داشته باشن. آخه اونا خیال می کنن آقایون هم به اندازه خودشون باهوشن!

AZAR

[لبخند][گل]